من موندم شمایی که میخوای اعتراض کنی به شرایط بیمارستان و رسیدگیهاش...واسه چی رزومه علمی و تخصصی و اجتماعی تو به رخ من میکشی آخه...چه خبرته....همه اونایی که گفتی هر انسان معمولی هم میتونست بفهمه و بیان کنه....واقعا چرا شلوغش میکنی ...
امشب ازون شبایی هست که به خاطر حس سنگین دلم نمیتونم بخوابم.
به چند دلیل غم دارم:
یکی بخاطر ترک کلاسم و حس سرخوردگیم بعد سه سال کلاس زبان مداوم
دوم بخاطر برخورد زشت سوپروایزرمون که بلاکم کرده که نتونم بهش پیام بدم اونم چون به افزایش ۴۰ درصدی در فاصله کوتاه به رئیس آموزشگاه اعتراض کردم و دوم اینکه بسیار دقیق ساعت و تعداد جلساتمون می شمردم چون اونا خیلی شهریه دقیق میخواستند حتی از یر کلاس بلندمون میکرد که بریم شهریه رو واریز کنیم.
سوم بخاطر روز دختر...که غریب ترین حس رو دارم...چون توی خانواده ما دختران در قبال پسران بسیار غریبند....تبعیض در حد نور، شفاف از هر لحاظ...گاهی فکر میکردم نباید خدا به والدین من دختر میداد...اینا تا قیامت هم نمی فهمند دختر یعنی چی...امروزم که حرص خوردند که چرا به عروسشون تبریک نگفتند ....یکی نیست بگه شما به دخترتون که جلو چشمتونه تبریک نمی گید حالا حرص عروسو میزنید؟؟؟؟؟؟؟؟
دختر یعنی عصای دست؟هر کی گفت و ما رو اینگونه بار آورد ...خورد.اونایی که از دختراشون استفاده عاطفی میکنن خیلی پست هستند و خیلی ظالم....
ظلم انواع مختلف داره....
یعنی خاک تو سر اداره برق کنند که عرضه نداره جدول خاموشی داشته باشه...
هر وقت دلش خواست برقو قطع میکنه..هر چی هم میگردم جدول خاموشی به روز شده رو پیدا نمیکنم...
روزی که هذیون گویی عزیز دل رو میدیدم فقط خدا میدونست چقدر گریه کردم و دلم سوخت...
بعد که رفتم پیش دکترش بهم گفت باید عکس سرش بگیره تا ببینه.اومدم به اون یکی گفتم و به همه گفتم...
و الان هر چی بهش میگم داروها سر خود تکرار نکن برو دکتر ولی براش ذره ای مهم نیست.
حس میکنم بدجور بهم ظلم کردند....از من از احساسم سو استفاده کردند....
بعضی از پدرمادرا بچه میارن که عقده هاشون سرش در بیارن. بعضیا بچه میارن که عصای دستشون باشه..
اینا همش ظلمه.منتها من موندم خدا چرا فقط واسه یه طرف داستان احترام واجب قرار داده....و به همین بهانه پدر جد و آباد آدمو میارن جلو چشم که اگه نفرینت کنیم ال میشی و بل میشی...
ظلم انواع بسیار زیادی داره...مثل حماقت...مثل فقر...مثل بدبخت بودن....