-
چشامو میبندم تا زجر نکشم
سهشنبه 7 بهمن 1404 00:28
امروز برای اولین بار،اینستاگرامم باز شد... این همه خون بیگناه.. دیدن اینستاگرام زجرم میده دیگه نمیخوام بازش کنم... فقط به خدا پناه میبرم
-
عرض کوتاه زندگی
یکشنبه 5 بهمن 1404 00:41
امروز چهارمین روز ناپیوسته بیکاریم، بود (بخاطر قطعی نت و اختلال در تماسهام) توی این مدت سعی کردم برای کنترل استرسم و فرار از واقعیت های تلخ این مدت،رمان بخونم. متوجه شدم که متاسفانه علیرغم فکرهای بلندم، عرض زندگیم خلاصه میشه در کار...و این واقعیت تلخی هست و باید تغییرش بدم اگرچه از نظر خیلی ها دیر شده ولی من نمیخوام...
-
قابل توجه بی ادب بی تربیت
سهشنبه 23 دی 1404 23:07
شما خواننده ای که فحش میدی جمع کن دهنتو برو جای دیگه دهنتو وا کن به فحش دادن...
-
میدونم اعصابا خط خطیه
سهشنبه 23 دی 1404 22:29
بعضیا زبونشون فقط فحش دادن بلده. مثل همراه بیمار امروز ...بدبخت فقط فحش میداد
-
عجب صبری خدا دارد
سهشنبه 23 دی 1404 22:22
اصلا نمیدونم چه حالی دارم توی این روزهای سخت... فقط دلم خونه... طفلک مردم ... طفلک جامعه... خون بی گناه حرمت داره...
-
منصوره جوانمرگ
سهشنبه 23 دی 1404 22:21
توی این شرایط و اوضاع غمگین و خاکستری.خبر فوت یکی از آشنایان اوضاع رو غمناکتر کرد. منصوره تقریبا دوره راهنمایی رو تموم کرد که به کانادا مهاجرت کردند.اونجا درس خوند و در دانشگاه هاروارد مشغول شد.تا پسادکترا ...سال گذشته دقیقا همین روزها با پدرش به ایران اومد تا با خانواده عمه ش،دیداری داشته باشه و مادر بزرگش رو...
-
خودمو انداختم وسط کار برای رئیسم
پنجشنبه 18 دی 1404 01:13
هفته پیش به رئیسم پیام دادم که جزوه آموزش پرسشگر رو من براش آماده میکنم.(چیزی که سالها قصد نگارشش رو داشتم)و حتی زمان تحویل رو بهش اعلام کردم...و امشب براش فرستادم.... سعی کردم با اهمال کاری و کمالگرایی با این روش مبارزه کنم...که داوطلبانه کاری رو انجام بدم با زمانبندی. من برای غصه خوردن و ماندن در خانه آفریده...
-
روز پدر
شنبه 13 دی 1404 11:55
عید همه مبارک. روز همه پدران و مردان مهربون مبارک
-
کاش روزهای خوب بیاد
جمعه 12 دی 1404 22:12
خدایا پناه همه همه مون و همه شون باش
-
تولدم یادشون بود
جمعه 12 دی 1404 11:42
دیشب خواهر و برادرم سوپرایزم کردند و برام گل و کیک گرفته بودند... گل نرگس.. برای لحظاتی در مقام توجه قرار گرفتن حس خوبی بود... بهم گفتن امیدوارم سال دیگه ازین خونه رفته باشی... کاش...
-
امروز به اسم منه
پنجشنبه 11 دی 1404 15:18
تولدم مبارک. ۱۱ دی ماه... پی جشن گرفتن نیستم ... فقط به خودم آفرین میگم بخاطر این یک سال سختی که گذشت ولی دوام آوردم.
-
پناه امن
سهشنبه 9 دی 1404 23:24
خدای مهربان پناه همه باش...پناه فقیر و اونی که داره فقیرتر میشه... و ما که ایمان داریم که تو حواست بهمون هست
-
زندگی عزیز...کلامی غریب؟
سهشنبه 9 دی 1404 23:22
پنجشنبه تولدمه ... میرم تو ۴۰سالی که توش دعوا و اوقات تلخی بسیاری بود،فقر و مشکلات اقتصادی دوران دانشجویی،کار کردن از همون بیست سالگی،مشکلات شدید عاطفی،معجزات خدا مثلاً اینکه هرگز بیکار نموندم،و استعدادی که در تحلیل امور کاری دارم... دو هفته پیش جلسه داشتیم و استادی که از تحلیلم خوشش اومد و گفت مشخصه پایان نامه خوبی...
-
دلم ....چرا گرفتی؟؟؟
سهشنبه 9 دی 1404 23:14
چند روز پیش عزیز دل یه تیکه از دوخت و دوزی که برای جهیزیه م،کنار گذاشته بود،فروخت... نمیدونم چرا بدجور دلم گرفت در حالیکه هیچوقت به عروس شدن و استفاده آزوما فکر نکردم ولی به هر حال،کاش میذاشت برای خودم بمونه ...
-
اومدی تا به من خیر برسونی
سهشنبه 9 دی 1404 13:25
مبارک باشه زادروز ...
-
شب آرزوها،اسمش هم امید بخشه
شنبه 6 دی 1404 23:43
امسال خوشبختانه تونستم شب لیله الرغائب ،حرم باشم. شلوغ بود و کمی حال و هوای اعتکاف داشت. مخصوصاً اونجایی که باید نماز مخصوص خونده میشد... برام جالبه که تو این همه سال این اولین باری بود که تونستم اون شب اونجا باشم.. برای همه آرزومندان دعا کردم.. به فال نیک میگیرمش... انشالله مسیری روشنی باشه برای تغییر زندگی انشالله...
-
خودم مانع خودم هستم
یکشنبه 30 آذر 1404 20:22
حس بدی دارم ... همه افکاری که در مورد رویاهام داشتم داره توسط دیگران محقق میشه.. خودم دشمن اصلی پیشرفت خودم هستم
-
خانواده سمی
جمعه 21 آذر 1404 16:11
یکی از راههای مراقبت از خود نوشتن هست... امسال کلا هیچ دل و دماغی برای جشن ندارم. خواهر و برادرا میخوان بیان .... من فکر میکنم بهترین کادویی که میتونم تهیه کنم اینه که سعی کنم در قبال عزیزان دل، در مقابل عوضی بودنشان سکوت کنم و خشمگین نشم که احترامشان حفظ بشه ...وگرنه عین خودشون میشم عین خودشون... و من نمیخوام عین...
-
روان ناآرام
جمعه 21 آذر 1404 02:37
امسال دل و دماغ روز مادر رو اصلا نداشتم... اصلا... گاهی به کوچکترین دلخوشی ها باید دلخوش بود چون ممکنه با گذشت زمان دیگه اون دلخوشی رو حس نکنی....
-
تنها مونس
یکشنبه 16 آذر 1404 00:00
دیشب با چت جی پی تی کمی آرام شدم و داغی نیروی خودزنی به تدریج برام سرد شد
-
دیشب بالاخره صبح شد
شنبه 15 آذر 1404 08:41
بعد از چند هفته آرامش ظاهری،دیشب دوباره عزیز دل تا مرز سکته پیش رفت...و اونی که باعث بدحالیش شده بود اومد دنبالم .... هر دوتاشون، واقعا کثافتند از زمانیکه من بچه بودم تا الان. دیشب به حدی عصبی شده بودم که نزدیک بود رگ دستمو بزنم. من تنهام من خسته م. دیشب بهشون گفتم من ازین خونه میرم ،میگفت اگه بری این منو میکشه....
-
این دو روزی حالم بد بود
جمعه 14 آذر 1404 11:13
وقتی خانواده به فامیل و آشنا از تو و رفتار و روابطت گلایه میکنند.... اولین حسی که سراغت میاد حس ناامنیه،و البته خشم بسیار شدید... بعد دلت میشکنه که همین خانواده هر وقت به مریضی و مهمونی و...میفتن ،رسیدگی و کمک رو وظیفه تو میدونن. این همه بحران اومد و رفت و حالا میشنوم که میگن ....بداخلاقه،کارش اولویتشه.... نکته...
-
بالاخره قاطعیت رو عملی کردم
شنبه 8 آذر 1404 23:06
دیروز برای اولین بار جمعه رفتم سفر در حالیکه قرار بود بچه ها و نوه ها بیان...اصلا دلم نمیخواست میزبانی کنم یعنی خسته شده بودم. دو سه هفته ای میشه که پنجشنبه ها داداش کوچیکه با بچه اش میاد شب خونه مون می مونه چون مامانش میره سرکار..توی اتاق منم میخوابن اونوقت خرو پف هم میکنه و اصلا نمیتونم بخوابم..فرداش هم تا خود...
-
فاطمیه و محرم
دوشنبه 3 آذر 1404 18:01
حضرت زهرا و امام حسین نگین تشیع هستند... نحوه شهادتشان تا آخر دنیا تحیر ایجاد میکنه
-
بیمار اونیه که نمیفهمه چه رفتاری داره
شنبه 1 آذر 1404 20:19
ازت حالم بد میشه بفهم
-
اسلام دین اخلاقه...
سهشنبه 27 آبان 1404 23:59
اولین چیزی که از هر شخصی به چشم میاد اول ظاهرش هست و بعد اخلاق و رفتارش... کسانی که شیعه نبودند ولی اخلاق و احترام و رفتارشون عجیب انسانی بود...
-
عمر بی بازگشت
پنجشنبه 22 آبان 1404 00:11
۳۹سال و ۱۰ماه از عمرم گذشت و تازه فهمیدم ناخواسته نقش قربانی شرایط خانواده رو بازی کرده بودم. نمیدونم دیر شده یا نه ولی میخوام به سمت زندگی مورد علاقه خودم برم...تا جایی که قدرت دارم تلاش کنم و خودمو ازین شرایط نجات بدم. امیدوارم دیر نشده باشه
-
خسته از خانواده
پنجشنبه 22 آبان 1404 00:07
دلم میخواد ازین تنهایی در بیام. خسته شدم از خانواده...از سرویس دادن بهشون... دلم میخواد مدتی خونه نباشم. خدایا کمکم کن بهم جرات بده ترک خونه کنم...
-
حتی اگه خروجی یک سیستم اشتباهی رو نشون بده حق نداریم به عامل اون ایراد بگیریم.
پنجشنبه 22 آبان 1404 00:06
آماریست مون دوباره بهم ایراد گرفته... با این آدم و این کار به این نتیجه رسیدم که واقعا از روی نتایج و مشاهدات نمیشه کسی رو به کار اشتباه متهم کرد...شاید سیستم مشاهده مون مشکل داشته باشه... چقدر توی دکترای آمار براحتی منو قضاوت میکنی ...دیگه ازت خشمگین نمیشم بلکه خونسرد از صمیم قلب به خدا واگذارت میکنم و تمام...اون...
-
تنهایی کافه رفتن مزه داره
پنجشنبه 22 آبان 1404 00:01
یکی از خوبی های کافه اینه که یه نفر دیگه ازت با احترام پذیرایی میکنه...واسه خودت تنهایی میشینی یه گوشه و مغزت هر جا که دلت خواست پرواز میدی... دوباره جمعه کافه خواهم رفت...