-
غم سنگین فاطمیه
شنبه 2 آبان 1405 21:43
ایام فاطمیه غمش جنس خاصی داره...مصیبتش هم برای اونی که فوت شده خیلی سنگینه و هم برای اونی که داغدیده....برای کدومشون باید غصه خورد؟ اولین معنایی که از داستان فاطمیه فهمیدم عشق بین این زن و شوهر بود...اون لحظه ای اشک شوهرش رو با دست خودش پاک کرد و بر بدنش خودش مالید...صحنه خاصیه این صحنه.و لحظه ای که شوهر از شدت هول...
-
عامل اصلی بحران که خودش رو تبرئه میکنه...
پنجشنبه 30 مهر 1405 15:05
فقط پرسید جلسه دیروز می تموم شد؟.. -چه زود تموم شد... بهش گفتم ازم بپرس بابت چی بود ...بابت من بود............................... گفت:تقصیر من ننداز.به من چه...حالا میخوای بهانه منو قرار بدی؟؟؟؟؟ من چکار کنم؟ هیچی عین گاو وایستا یه گوشه نگاه کن آب شدن منو....لیاقت و عرضه ت در همین حده
-
چی شد اینجوری شد؟
پنجشنبه 30 مهر 1405 01:48
تقریبا با شروع جنگ دوازده روزه ،شرایطش بهم ریخت..اول غمگین بود،کم کم پرخاشگر شد،و در نهایت به شدت دعوا میکرد..و سوئ ظن شدید...طوری که فقط اون چند ساعتی که میخوابید آروم بود..کم کم خوابش هم هی کمتر شد و از خوراک هم افتاد و داروهاش کامل بی اثر شده بود...بعدشم لجبازی کرد که دکتر نمیخواد برگرده..در عرض سه ماه ۱۶کیلو...
-
نمیزارم قربانی بشم
پنجشنبه 30 مهر 1405 00:32
این تهدید رو تبدیل به فرصت خواهم کرد. دلم برای خود میسوزه ولی اجازه نمیدم توی آتیش دیگران بسوزم. میرم به سمت بازسازی خودم.شتید لازم باشه مدتی دارو بخورم. من نمیزارم زحماتم برباد بره... سفت وامیستم و خودمو بهبود میدم و شروع تدریجی یک زندگی جدید
-
دلم پره از خونه
پنجشنبه 30 مهر 1405 00:25
لعنت به اون کثافتایی که بیمارند ولی بچه دار میشن. لعنت به اونایی که روانی اند و بچه میارن تا مراقبشون باشه. لعنت به اونایی که جای خودشون و بچه رو در خونه عوض میکنن. لعنت به اونی که نمیفهمه دختر یعنی. لعنت به اونی که باردار میشه ولی نمیره روانش رو درمان کنه. کثافت بر اون ها
-
متعهد به درد نخور
پنجشنبه 30 مهر 1405 00:23
امروز جلسه توجیهی اخراج داشتیم.. یعنی اتمام حجت ... با من... بهم ریختگی هام روی کارم اثر منفی گذاشته و اگه در فرصت خیلی کوتاه نتونم وضعیت رو اصلاح کنم باید برم بیرون. استارت این کار با من زده شد.. من تلاش میکنم ولی نمیتونم وضعیت روان رو کنترل کنم.
-
روانم دیگه خسته شده
پنجشنبه 23 مهر 1405 00:03
هفته سنگینی بود. البته سنگین به این دلیل که: یعنی حیف ماهایی که سعی میکنیم کارمون رو درست انجام بدیم و صداقت داشته باشیم ولی بقیه ازمون سواستفاده میکنند. اول هفته توی گزارشاتم متوجه به اشتباه شدم و از سرپرست خواستم بهم امکان دسترسی به سیستم بده تا درستش کنم... برگشت گفت همه گزارشات رو روی کاغذ بنویس فایل رو پاک کن و...
-
فقط خدا خبر داره چه خبره..
جمعه 17 مهر 1405 23:57
خدایا ... خودت پناه همه باش...پناه همه مظلومان ...خدایا تو از همه چی خبر داری... به خودت پناه میبرم از آنچه درین عالم میگذره... پروردگارا نور رحمتت رو بفرست از لابلای این همه سیاهی... قلبم ناراحته برای همه مردم... مردم عموم مردم ...
-
راکبین نوجوان
دوشنبه 6 مهر 1405 00:16
چند روزی هست که تو کوچه و خیابان های فرعی موتورسوار های نوجوان میبینم ...که با هیجان گاز میدن و ..اونم بدون هیچ کلاه ایمنی... نمیدونم اینا پدرمادراشون بالاسر ندارند؟که اینجوری جان خودشون و دیگران رو به خطر میندازن؟ آموزش از خانواده شروع میشه
-
تابستان هم تموم شد
چهارشنبه 1 مهر 1405 00:27
خدا نگهدار تابستان پرمیوه عزیزم... ممنونم بخاطر این همه میوه ای که بهمون دادی
-
آخرین خداحافظی
سهشنبه 31 شهریور 1405 13:00
میگن همیشه خداحافظی خوب داشته باشید حتی برای رابطه هایی که منجر به قطع و جدایی میشه... حیفم میاد که آخرین درد دل رو برات نداشته باشم..وقتی ابتدای رابطه رو نگاه میکنم تا انتها...دلم میسوزه ولی خب نمیتونیم جلوی واقعیت رو بگیریم..روزی که اومدی من در وادی مردابی سرگردون بودم که اگه خدا نمیخواست و تو نمیومدی،شاید من الان...
-
گاهی کمک به خود یعنی فاصله از اونایی که سمی هستند
چهارشنبه 25 شهریور 1405 23:40
هفته سنگینی رو گذروندم. یعنی خیلی دختر خانواده بودم... فقط دلم میخواد آخر هفته فقط برای خودم باشم...
-
رابطه فرسوده گر
شنبه 21 شهریور 1405 00:24
گاهی ظلم به خود یعنی ماندن در رابطه ای که جز فرسودگی هیچی نداره..گاهی احترام به خود یعنی پایان دادن به رابطه ای که جز کوتاه آمدن،هیچی نداره...
-
مغزم درد میکنه از قیمت های تصاعدی با سرعت ساعت بر تومان
سهشنبه 17 شهریور 1405 23:46
پاییز داره میاد..اینو از خنک شدن هوا و تغییر زاویه نور خورشید میشه فهمید... نگرانم ولی از خدا میخوام به همه مون حس آرامش بده و مشکلات جامعه رو سریعتر حل کنه...بالاخره حکمت و قدرت خودش
-
زین پس برای همیشه خاک کردم حرفها و قضاوتهای تو رو
جمعه 30 مرداد 1405 00:35
برای همیشه دیگه مهم نیست تو ندانی چی بر من گذشت تا به اینجایی برسه که از نظر تو هیچه... دیگه مهم نیست که تو منو با دخترانی مقایسه میکنی که ناعادلانه ترین مقایسه هست... ازین شب دیگه وقتمو واسه غصه خوردن برای تو و حرفهات و افکارت حیف نمیکنم فقط هر چی جلوتر پیش میرم بیشتر میفهمم که این دینی وجود داره اخلاق نمیسازه...
-
یعنی دزدی به روشهای مختلف
دوشنبه 26 مرداد 1405 15:33
بنابر وظیفه انسانیم باید بگم سایت فست شارژ،کلاهبرداری میکنه... ازش خرید نکنید...
-
ماه صفر نحس هست ولی به امید خدا بخیر گذشت
پنجشنبه 22 مرداد 1405 16:48
محرم و صفر امسال خدا رو شکر بخیر گذشت.. سال گذشته جمله «ماه صفر»نحس هست رو،با همه وجودم درک کردم.. اینقدر که مامان حالش بد بود... بعدش دقیقا با نیت سلامتی مامان،رفتیم مشهد ... شنیده بودم ولی باورم نمیشد که امام رضا(ع)امکان نداره بی جواب مون بزاره...و نداشت و مامان به واسطه یه پزشک خوب،حالش خیلی بهتر شد... ممنونم ازتون...
-
نوپوها روان شناس اند..نه؟
پنجشنبه 22 مرداد 1405 10:31
چند باری فیلم خلع سلاح گروگانگیر خیابون ساعی رو دیدم ... بعد ازین هر بار آب معدنی بخوام بخورم به حرکت تاکتیکی بعدی همزمان فکر میکنم:)) یعنی حتی تو صورت اون پلیسه نتونستم یه ذره حالت غیرعادی ببینم انگار میخواست به دوستش آب تعارف کنه... فقط یه تیکه ای که یه ذره شم خودش خورد :)) خلاصه جدیت و اقدام در خونسردی محض است.
-
مسلمون به مسلمون دیگه رحمی نداره
چهارشنبه 21 مرداد 1405 23:03
امروز یه جا شنیدم پیغمبر خدا با غیر مسلمان برای حل مشکل یه مسلمون وارد صحبت شدند ولی دعوا و مشاجره و ...نکردند... ولی تو جامعه ما،مسلمون با مسلمون تا دم تیغ با هم دعوا دارند.... جهان اسلام شرمنده پیغمبر خداست...شرمنده پادر میانی ایشون برای شفاعت روز قیامت...
-
همدلی صفتی عجیب کاربردی
چهارشنبه 21 مرداد 1405 22:59
چند روز پیش با یه بیمار تماس گرفتم... گویا زمانی که بیمارستان بوده همسرشون فوت شدن و و این خبر رو داخل بیمارستان زمان بستری بهشون دادن... ایشون ناراضی بود چون میگفت پرستارا هیچ کدومشون باهاش همدلی نکردن و براشون مهم نبود... خواستم بگم داغدار شدی درسته ولی پرستاران حداقل شادی نکردند...
-
جنگ چقدر کم توقع مون کرده
دوشنبه 19 مرداد 1405 11:04
سریال قصه های جزیره رو تلویزیون داره نشون میده..من خیلی بچه بودم که اینو نشون میداد..ا الان فکر میکنم چه سریال خوبیه. نه جنگ توش هست نه جنایت نه دزدی..همش قصه های خانوادگی اونم در یک طبیعت زیبا... با اون لباسهای خوشگلشون..
-
مسافرمون برگشت
جمعه 16 مرداد 1405 00:03
همیشه اولین دیدار توی ذهن آدم می مونه. انشالله حس این زیارت برای همه زیارت اولی های کربلا، تا آخر زندگیشان،بمونه...
-
اگه تپش قلب میگیرم کاش تپش مغز هم بگیرم
چهارشنبه 14 مرداد 1405 20:55
کاش این همه احساسات و عواطف حسینی ،به تعقل حسینی منجر بشه در ذهن خودم...
-
میزبانی که به مهمان بغض میده
سهشنبه 13 مرداد 1405 01:32
در سفر اربعین اولین روضه و اولین جایی که بغض میترکه، احترام و تکریم زائران این مسیر توسط مردم عراق هست...هنوز نرسیده به مقصد نازت رو میکشن و احترامت میکنن...و همه زندگی شون رو در اختیار قرار میدن... مگه این زائرا کی هستند؟برای چی اینقدر مورد احترام قرار میگیرند؟مگه قراره به میزبان چه اجری داده بشه؟؟؟؟ همه اینا حول...
-
مسافرمون در زیارت قبر حر بن ریاحی
سهشنبه 13 مرداد 1405 01:13
حر بن زیاد ریاحی کسی بود که محاصره امام رو انجام داد..(شاید اگه این محاصره رو انجام نمیداد ،واقعه کربلا رقم نمیخورد....) روز عاشورا هم امام بهش تندی کرد(بهش گفت مادرت به عزات بشینه) تا اینکه خر متوجه اشتباهش شد و اومد عذرخواهی کرد امام به احترام کامل ، بدون منت،قبولش کرد و در آخر هم در راه امام شهید شد... اینا رو...
-
ادای سینوزیت؟
یکشنبه 11 مرداد 1405 00:08
بعد از سالها پشت گوش انداختن ،بالاخره رفتم متخصص گوش و حلق و بینی... بهم گفت سینوزیت نداری اینا همش علائم حساسیت هست... یعنی اون همه سردرد و بخوور اکالیپتوس و استنشاق آب نمک و....همش برای حساسیت بوده نه سینوزیت؟؟؟؟؟؟ خدا کنه واقعا...شکرش واقعا... یعنی میشه بساط کلاه و بخوور و آب نمک و....از زندگی من جمع شه؟؟؟ زمستون...
-
جامعه بحران زده طفلک خودمون
شنبه 10 مرداد 1405 23:24
به طرز عجیبی مردم جامعه دارن دو تیکه میشن...حق دارن با توجه آنچه گذشت... ولی کاش اونایی که وسط می ایستن بیشتر بشن... دو تیکه شدن خوب نیست...برای زادگاه...وطن..
-
سفر با اینترنت همراه
شنبه 10 مرداد 1405 21:23
هر یه نفری که از یه خانواده میره سفر اربعین ،چند تا قلب رو با خودش میبره سفر...
-
همزاد پنداری با فیلم
جمعه 9 مرداد 1405 20:24
فیلم خیانتکار (محصول آمریکا)رو دیدم.... یه فضا فقط،یه نفر بازیگر،یه ماجرای جنایی.. فقط تونستم یه کمی یاد شغل خودم بیفتم :مصاحبه تلفنی با بیماران ترخیصی بیمارستان مون...اینکه فرسودگی داره...ولی الماسه دلم ازون هدفوناشون خواست و اون صاف بودن خطوط تلفناشون که چقدر صدا صاف و بدون خش میومد...
-
تاریخ رند عین بقیه روراست دیگه...ادا نداره:)
جمعه 9 مرداد 1405 20:20
هفته ای گذشت یه تاریخ رند داشت... ۱۴۰۵۵۵ امیدوارم این تاریخ نقطه عطف تغییر زندگی خیلیها باشه...به همت و تلاش شون البته...