یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

رخداد های اخیر

خیلی وقته ننوشتم.

نتیجه MRI وخیم بودن اوضاع دو سه تا از مهره های گردنم بود که رفتم دکتر و ورزش و یه عالمه دارو نوشت.

امیدوارم بتونم با ورزش میان کاری، کنترلش کنم.

شدم تنها سینگل خونه.

برادرم هم نامزد کرد...امیدوارم نتیجه ش خوب باشه. عقل من میگه اشتباه کرد....

وقتی شدم تنها سینگل خونه دلم خیلی گرفت و یکباره ترس شدیدی وجودمو فراگرفت.ترس از تنهایی ، ترس از بی کسی، ترس از ....

باید به مهاجرت خیلی جدی تر فکر کنم.

ازدواج این پسر احتمالا طوفان شدیدی رو در خونه ایجاد خواهد کرد....

هیچکسی رو ندارم جز خدا....


عضله من کی و‌کجا کشیده شد،؟

دو سه هفته پیش یه شب خوابیدم صبح با درد بسیار شدید شونه و گردن بیدار شدم ... دستمو نمیتونستم تکون بدم...داداشم که اومد کمی ماساژ داد و خیلی بهتر شدم و خیالم راحت شد که دیسک نیست.منتها عصر رفتم دکتر که مطمئن شم...دکتر هم معاینه کرد و گفت ظاهرا گرفتگی عضله ست ولی بهتره MRI. بدم...

یه آزمایش کلی هم خودم خواستم بنویسه.

هفته بعدیش تنهایی رفتم صبح آزمایش دادم و ظهر هم MRI.

حالا جواب آماده ست و یکشنبه میرم دکتر ببینم چی میگه.

نگرانم...

نگران ایام تنهایی و پیری خودم

پذیرش مشکل نیمی از حل مشکل هست

هفته پیش رفتم دیدن دوستم...

کسی که در طول زندگی در تهران عین مادر بهم مهربانی می کرد.

بعد از ۵ سال رفتم پیشش...

کمی شکسته شده بود ولی در کل خوب بود ولی دلتنگ...

کمی افسرده....و نیاز به در آمدن از تنهایی...

میگفت من چقدر روحیه م و ....بهتر شده 

و من تعجب کردم علیرغم زندگی در خانه سمی ،خودم سمی نبودم......

بعضیا ریسک پذیر نیستند مثل من...

مدتهاست ننوشتم...

یکی از دوستان دوران دانشجوییم که یه دختر کم حوصله و حساس بود باهام تماس گرفت اونم از آلمان...

اصلا باورم نمیشه یه همچین شخصی تونسته بره...

و من....