یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

حروم خوری بخشی از زندگی مردم

تقریبا حروم خوری یا کم فروشی جزو زندگی مردم شده.

هفته پیش وقت مشاوره داشتم ولی خواب موندم و انجام ندادم ولی بهم گفتند باید مبلغ ویزیت رو حتما واریز کنم  علیرغم عدم شرکت.

اون روز ماشین اینترنتی گرفتیم برای سفر مقصد ۳ ساعته رو ۴ساعت و نیم رسوند و در نهایت مبلغ مازاد جهت استفاده از کولر رو هم گرفت.

کلاس زبانمون دو‌جلسه ش کنسل شده بود و حالا که به آخر ترم رسیدیم نمیخوان جبرانی بزارن.....

بعد اینجوریه که برکت کلا از زندگیهامون میره...

دفترلغتم که ۱۰۰۰ تا لغت داشت جا موند تو همون تاکسی....

خنکای هوا

بعد از چند روز گرمای بسیار شدید،دو روزی هست که هوا خنکتر شده .دیشب که از سرما بیدار شدم و پتو پوشیدم.

خدایا شکرت....

مهارت نه گفتن ندارم

دلم میخواد یه دیوار دور خودم بکشم و اجازه ندم کسی بهم نزدیک شه.

حس می کنم دارم به همه سرویس میدم...

نمیخوام بسه دیگه سرویس دهی...

حال عجیب

توی همین هفته شلوغ،یه شب خوابیدم به حدی خسته بودم که وقتی بیدار شدم فکر کردم عصره و با کلی اضطراب نشستم سر کارم...

آسمون روشن بود و فکر کردم داره غروب میشه...که ناگهان از رختخواب پهن بقیه متوجه شدم صبح زوده...

فکر کنم جان از بدنم رفته بود و به دستور خدا دوباره برگشت.

حس عجیبی بود

هفته شلوغ

به شدت خسته م.

هم تکالیف زبانم زیاد شده هم کارم عقبه.

کلا درگیرم.

فردا هم مهمون داریم دیگه بدتر