یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

لعنت بر مسلمان بی اخلاق

بدبخت اگر بیرونیا بدونن با دخترت چکار داری می کنی زود براش جا خواب پیدا می کنن.....

آدم باش

دختر داشتن لیاقت میخواد...

رفتن از خونه...واقعیتی که دلم نمیخواست قبولش کنم.....

جای ماندن من در خانه نیست.


تا نفرین عزیز دل نگرفته باید برم از خونه..

ولی با کدوم پول با کدوم ....کجا برم....



اعتراف می کنم بلد نیستم خوش بگذرونم

سه روز رفتم سفر ، جایی که بودم تلاش کردم بهم و اطرافیانم خوش بگذره ولی با همون اطرافیان نمیشد خوش گذروند.

در عوض خواهرم با نامزدش حسابی خوش گذروندند....

توانایی میخواد که خودت بلد باشی به خودت خوش بگذرونی...

چیزی که من بلد نیستم....

صبوری کن نگاه سنگین دیگران را....

برای سه روز آمدم سفر.برای دیدن دایی های نازنینم که علاقه و دوستی دو طرفه داریم...

و البته نگاههای سنگین بعضی ها،بخاطر ازدواج خواهر کوچکتر و مجرد ماندن من....

می گویند:راه نجاتت ازدواج است...به خانواده ات امیدوار نباش و ازدواج کن و برو پی زندگی ات...

و من سکوت و خیره به افق که من راه دیگری هم برای نجات دارم....؟!


به خودم یادآور میشم که...

توی دعوای زن و شوهرها نباید هیچ واکنشی نشون داد حتی در ذهن...

چون به هبچ‌کسی ارتباط نداره.حتی اگه خودشون خواستند دخالتتون بدهند.

هیچ ربطی به هیچکس نداره.