برنامه ریزی خدا برای تغذیه روحی بنده هاش:
دو تا ماه رجب و شعبان که خیلی عبادتی هستن.یک ماه روزه گرفتن ،از روز نوزدهم شب تا بیدار ماندن و عبادت خاص داشتن...اونم یک شب در میون،که بدن بتونه تحمل کنه....
جذابه..
خدایا مطمئنم این وضعیتی که درش گرفتار شدم،یه پیامی نوش داره که میخوای بهم بگی...یکیش قدرشناسی امنیت هست،یکیش واردار کردنم به فکر کردن به گذشته م و تلاش برای بلند شدن و تلاش جدی دوباره هست،یکیشم اینه که فقط به خودت پناه ببرم که هیچ چیزی جز قدرت تو ماندگار و مطلق نیست...تو تنها پناه من و تنها روزی دهنده من هستی...
روز نهم جنگ..
حوالی غروب ،یه صدایی شبیه به هواپیما در فاصله نزدیک به زمین اومد...صدای شدید..به لحظه حس کردم توی این فاصله احتمالا بخواد فرود بیاد یه جایی یه بمباران کل شهر رو انجام بده..بعدش خبرش اومد که به جنگنده اومده و سمت یکی از خیابانهای اصلی شهر بمباران کرده و رفته...
حضور جنگنده اونم اینقدر نزدیک،نگران کننده بود...
خدایا خواهش میکنم خودت تمومش کن...