اولین چیزی که از هر شخصی به چشم میاد اول ظاهرش هست و بعد اخلاق و رفتارش...
کسانی که شیعه نبودند ولی اخلاق و احترام و رفتارشون عجیب انسانی بود...
۳۹سال و ۱۰ماه از عمرم گذشت و تازه فهمیدم ناخواسته نقش قربانی شرایط خانواده رو بازی کرده بودم.
نمیدونم دیر شده یا نه ولی میخوام به سمت زندگی مورد علاقه خودم برم...تا جایی که قدرت دارم تلاش کنم و خودمو ازین شرایط نجات بدم.
امیدوارم دیر نشده باشه
دلم میخواد ازین تنهایی در بیام.
خسته شدم از خانواده...از سرویس دادن بهشون...
دلم میخواد مدتی خونه نباشم.
خدایا کمکم کن بهم جرات بده ترک خونه کنم...
آماریست مون دوباره بهم ایراد گرفته...
با این آدم و این کار به این نتیجه رسیدم که واقعا از روی نتایج و مشاهدات نمیشه کسی رو به کار اشتباه متهم کرد...شاید سیستم مشاهده مون مشکل داشته باشه...
چقدر توی دکترای آمار براحتی منو قضاوت میکنی ...دیگه ازت خشمگین نمیشم بلکه خونسرد از صمیم قلب به خدا واگذارت میکنم و تمام...اون دنیا خودت میدونی و قضاوت هات...
یکی از خوبی های کافه اینه که یه نفر دیگه ازت با احترام پذیرایی میکنه...واسه خودت تنهایی میشینی یه گوشه و مغزت هر جا که دلت خواست پرواز میدی...
دوباره جمعه کافه خواهم رفت...