چهارشنبه برادرم رفت سفر اربعین...
بعد از چند ماه تحمل اختلاف با همسرش،از دست دادن شغلش و تحمل سرزنش های پدر زنش .....همه اینا فقط بخاطر پسر ۲و نیمه ش...
خوب تونست صبوری کنه ...الآنم رفت سفر اربعین...
امروز توی مترو متوجه شدم،بعضی فروشنده ها با خودشون مرید میبرند مترو...
در مسیر رفت یه فروشنده ،جنسش رو تبلیغ میکرد که مردم بخرند.یه خانوم ازش یک سوال پرسید که فلان مارک رو داره یا نه و اونم خیلی ملیح و با علاقه جوابشو دادم... بعدشم ازش خرید کرد...اونم دو تا.
در مسیر برگشت دوباره همون فروشنده و اتفاقا همون مشتری رو دیدم که همون سوال و همون مکالمه رو باهم داشتند و همون اندازه خرید کرد...
حتما هر چی این فروخت یه درصدی به اونم میده...
یعنی موندم که یعنی برای جذب مشتری دست به چه کارایی میزنند..
هر جا پرسنل هلال احمر ببینم،تمام قد و با همه قلبم،براشون احترام میگذارم....اینا چیا دیدن ،چکارا کردند،چقدر تحمل کردند...چقدر درگیر بودند...(طفلک مردم)
ای خدا که بهشون و خانواده هاشون سلامتی و برکت بده...
تو شهر خودمون ،چون تراکم جمعیت در یک مکان زیاد نیست خیلی متوجه تغییرات اقتصاد مردم نمیشم ولی متروی تهران که سوار میشم به خوبی درک میکنم که چقدر اقتصاد مردم ضعیف تر شده...
نه تنها افراد ناتوان جسمی بلکه افراد متشخص و به ظاهر نرمال هم دارن در مترو فروشندگی میکنن...حتی شده یک خودکار...
لعنت به اونایی که باعث و بانی این وضع شده اند.