هفته ای گذشت یه تاریخ رند داشت...
۱۴۰۵۵۵
امیدوارم این تاریخ نقطه عطف تغییر زندگی خیلیها باشه...به همت و تلاش شون البته...
چهارشنبه برادرم رفت سفر اربعین...
بعد از چند ماه تحمل اختلاف با همسرش،از دست دادن شغلش و تحمل سرزنش های پدر زنش .....همه اینا فقط بخاطر پسر ۲و نیمه ش...
خوب تونست صبوری کنه ...الآنم رفت سفر اربعین...
امروز توی مترو متوجه شدم،بعضی فروشنده ها با خودشون مرید میبرند مترو...
در مسیر رفت یه فروشنده ،جنسش رو تبلیغ میکرد که مردم بخرند.یه خانوم ازش یک سوال پرسید که فلان مارک رو داره یا نه و اونم خیلی ملیح و با علاقه جوابشو دادم... بعدشم ازش خرید کرد...اونم دو تا.
در مسیر برگشت دوباره همون فروشنده و اتفاقا همون مشتری رو دیدم که همون سوال و همون مکالمه رو باهم داشتند و همون اندازه خرید کرد...
حتما هر چی این فروخت یه درصدی به اونم میده...
یعنی موندم که یعنی برای جذب مشتری دست به چه کارایی میزنند..
هر جا پرسنل هلال احمر ببینم،تمام قد و با همه قلبم،براشون احترام میگذارم....اینا چیا دیدن ،چکارا کردند،چقدر تحمل کردند...چقدر درگیر بودند...(طفلک مردم)
ای خدا که بهشون و خانواده هاشون سلامتی و برکت بده...