فردا تولدمه.
یه حس بد دارم که کارایی که قول داده بودم انجام ندادم.
یه حس خوب که نسبت به سال قبل با چالش جدی زندگیم(ازدواج خواهر)کنار اومدم.
ذهنم مرتب تر شده.
هیچکس برام جشن نمیگیره.
نمیدونم خودم برای خودم جشن بگیرم یا نه.
یلدا به تنهایی گذشت.
اونا که رفته بودند سفر.
من و برادر مونده بودیم.
سر شب زدم بیرون تا هیجان مردم برای خرید شب یلدا،بهم انرژی بده.خودمم یه ذره خرید کردم و آوردم تنهایی یلدا گرفتم.
شجاعت گاهی به معنی صبر در قبال اشد مصائب هست مخصوصا وقتی بحث غیرت بیاد وسط.
تو مظلومترین مرد تاریخی همونطور که شجاعترین بودی....صبر کردی پر قبال هتک حرمت همسرت....تا کجا عمق داره این صبرت و این دردت؟؟؟؟
سلام خدا بر اول مطلوم عالم و بر اولین مظلومه ی عالم...
چیزی که هرگز فراموش نمیکنم رابطه عاشق و معشوقی این زوج هست...اونجایی که اشک از چشم همسرش برداشت و باهاش دعا کرد...
حتی وداع شون هم عاشقانه بود...منتها عاشقانه ی سوزاننده...
عزیز دل به خواهر:تو رکورد شکوندی و توی سن کم شدی استاد(معلم زبان بچه ها)و هم دانشگاه رفتی....
من تو دلم:آخه خواهر حمایت شد. حمایت مالی، حمایت معنوی...تو حتی توی خواب هم نمیتونی بفهمی بر من چه گذشت وقتی داشتم درس و دانشگاه رو باهم پیش میبردم.غیرتت کجا بود؟مرده بود.تو فقط ادای غیرت در میاری اونم با نام رسمی کنترلگری.
یک هفته از جراحی مامان میگذره.
شرایط سختی دارم.
هم بع کار باید برسم ، هم به کارهای خونه و پخت و پز و هم به مامان و داروهاش.
بقیه کجان؟
بقیه نمیان نیستند براشون مهم نیست.چون میدونن من هستم و حمالی کامل رو انجام میدم.
تف به وجود همه شون