یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

آخرین ماه سال

سال داره تموم میشه و من اصلا خوشحال نیستم چون اون کارهایی که باید، انجام ندادم.این یعنی یه کمالگرای ببچاره...

ولی خدایی کارمو خوب ادامه دادم با وجود تمام محدودیت ها و مشکلات....

آهان یادم رفت بنویسم که بالاخره مشکلم حقوق و....حل شد.



عادتی که برای همه عادت شده جز خودم....

دردهای شدید 

ماهانه.

ضعف شدید.

راه حل:

فقط مسکن؟

چه غلطی کنم تموم شه این وضعیت 

تعطیلات بدون سفر

روز مبعث خیلی عادی گذشت.

جشن خونه خاله خانم و برگشتن به خونه.

کاش میدونستم تنهایی برم سفر.

باید با خانواده طوری رفتار کنم که به مستقل بودنم به نبودنم عادت کنند.

من از زندگیم سفر و خوش گذرانی در طبیعت هم می‌خوام...


بدون حرف

مدتی هست که درگیر مشکلات بانکی و ...هستم.

معاون بانک:شما تا سه تا حساب میتونید باز کنید...

کارشناس بانک:شما نمیتونید اجازه ندارید اتباع اجازه ندارند...

و من فقط از ته چشمام نگاه می کنم به کارشناس که چه خبره....

و سکوت می کنم و منتظر که کارمو انجام بده.


دختران جوان که خانواده سمی دارند دنیاشون خیلی دردناکه

بارها بهم گفتی عزیز دل که از خونه گم شم.

دو تایی تون گفتید.

واسه همین دل و دماغ ندارم برای خودم تولد بگیرم.

چون جایی زندگی می کنم که اضافی ام.توی خونه پدر مادرم اضافی ام.

اون وقت چرا از ازدواج میترسی ....وقتی خانواده م توی رومدبرمیگردن برو از خونه، من از غریبه نترسم؟