یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

همعقلی،مشورت

اگر استخدام نشم و بیرونم کنند چه کنم؟

راههای پیش رو...

۱.

۲.

۳.

خودم رو برای شرایط سخت آماده می کنم.چه راههایی پیش رو دارم؟

دلم مضطربه....

طرح بیمه شدن و ....هزار ترس و اضطراب...

خاطره خوشی ندارم از محل کار قبلیم..

قلب:نگرانم...میترسم...چه خواهد شد...

عقل:تو تمام تلاشت رو برای شغلت به کار گرفتی...جسمی و اخلاقی....

باقیش رو بسپار به خدا و‌ رئیست...

استاد زبان

بعضی از استادها کلاسشون طوریه که اگه سر کلاسشون نباشی چیزی رو از دست نمیدی ولی بعضی ها برعکس..

کلاس استاد رکابی جزو همون کلاس ها بود...به شدت پر بار...

خدا حفظشون کنه...

با خودم رو راست باشم...

امروز بعد از مدتها یک فیلم خوب دیدم اونم انیمیشن.

بعدشم که تا عصر تمیزکاری خونه و...

دوست نداشتم شب خونه باشم که دوباره دوماد رو ببینم.

خسته شدم.

هم خسته م که درگیر کارهای خونه م، هم غبطه میخورم که خواهرم ازدواج کرد، هم ازش ناراحتم چون خیلی خیلی عوض شد،هم حسرت سفر و زندگی شاد داره اذیتم میکنه....

بیشتر از فکر میل به ازدواج ،فکر پیدا کردن راه برای رفتن از خونه درگیرم کرده.

گاهی حس میکنم در موقعیتی قرار گرفتم که هیچکسی حال و حسم رو نمیفهمه و هیچکسی نمیتونه درکم کنه.

من یکطرف و این شرایط یک طرف...

عزیز دل دوباره رید به اعصاب همه...در کمال آرامش...طفلک ظرفیت نداره.


بهار هم رفت

خداحافظ بهار عزیز...

همه روزها و ماههات رو دوست دارم.

به امید دیدار بهار نازنین....