یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

داستان کربلا

یکی بود یکی نبود.

یه آقایی به رهبری و عدالت معروف بود مردم یه سرزمینی ازشون خواستند که برن پیش شون برای رهبری...ایشون یا خانواده ش راه افتاد سمتشون همراه با مدارک لازم...وقتی نزدیک اونجا رسید،مردم زدند زیر حرفشون و اربابشون با این شخص سر جنگ گرفت...طی تقریبا یک هفته از ورودشون،تصمیم به جنگ تصویب شد اول آب به روشون بسته شد سه روز بعد،طی فقط چند ساعت کل یاران و خانواده ش رو کشتند حتی به طفل ۴ ماهه ش رحم نکردند.بعد از کشتنش،زن و دخترانش رو به اسارت بردند.....خواهرش و دختراش و پسر بیمارش با روایتگری سعی کردند حقیقت رو بگند...

همین؟

بعضیا میگن خب چندین صد سال پیش،یه نفر کشته شده تموم شده رفته....

همین؟



به فاصله یک ساعت برق رفتن

یعنی تف به ذات اداره برق.

خاک تو آسمون و توی خونه مون پر شده

گردو غبار یک هفته ای آسمون رو بیرنگ کرده.

من بین سرماخوردگی و حساسیت هوا و درگیری سینوس ها دارم میچرخم ولی با دم نوش آویشن و پونه کوهی تحت کنترلم در اومده.

مدتهاست خونه مون کثافته.

هیچ چیزی نمیتونه خونه ما رو سم زدایی کنه حتی جنگ.

در بحبوحه جنگ هم پاچه گیری ها ادامه داشت.

خدایا لطفا خودت یه کاری بکن.

کاش پولم زیاد بود برمیگشتم تهران.

مهاجرت ....تنها راه و صحیح ترین راه.

خدایا تو از هر روانسناسی،روانشناس تر هستی....لطفا به هیچ زن و مرد روانی ای، فرزند عطا نکن...بچه ها گناهی ندارند...البته میدونم تو جواب منفی میدی بهم و احتمالا میگی  انسان رو خلق کردی  و بهش قدرت تفکر و انتخاب دادی و  قرار نیست الزاما بچه ها مثل والدین شون بشن چرا که قدرت هر انسانی رو منحصر به فرد قرار دادی.از والدین لال ،فرزند سالم به دنیا میاد...گاهی اوقات...پس نباید قدرت انسان رو کوچک بشمارم.و البته قدرت خودم رو

کاش پولم زیاد بود برمیگشتم تهران

کثافت یعنی خونه ما.

قبل از جنگ دعواهاشون شروع شد، هنوز ادامه داره.

گناه من چیه؟


عمق جانم میگه پناه بر خدا

از عمق دلم دعا میکنم خداوند مهربان خودش پناه افغانستانی های مقیم ایران باشه....

مخصوصا شیعیانش که هیچ جا در مملکت خودشون ندارند...