یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

عامل اصلی بحران که خودش رو تبرئه می‌کنه...

فقط پرسید جلسه دیروز می تموم شد؟..

-چه زود تموم شد...

بهش گفتم ازم بپرس بابت چی بود ...بابت من بود...............................

گفت:تقصیر من ننداز.به من چه...حالا میخوای بهانه منو قرار بدی؟؟؟؟؟

من چکار کنم؟

هیچی عین گاو وایستا یه گوشه نگاه کن آب شدن منو....لیاقت و عرضه ت در همین حده

چی شد اینجوری شد؟

تقریبا با شروع جنگ دوازده روزه ،شرایطش بهم ریخت..اول غمگین بود،کم کم پرخاشگر شد،و در نهایت به شدت دعوا میکرد..و سوئ ظن شدید...طوری که فقط اون چند ساعتی که می‌خوابید آروم بود..کم کم خوابش هم هی کمتر شد و از خوراک هم افتاد و داروهاش کامل بی اثر شده بود...بعدشم لجبازی کرد که دکتر نمی‌خواد برگرده..در عرض سه ماه ۱۶کیلو کاهش وزن و پرخاشگری بسیار شدید..

با پیدا کردن پزشک جدید و برقراری ارتباط موثر از سمت پزشکش،اوضاع آرامتر شد..

ولی کم کم پرخاشگری تبدیل به سکوت و انزوا و منگی شد.در جمع ساکت بود و هیچ واکنشی نشون نمی‌داد...کاهش وزن مجددا ایجاد شد.

توی هر مهمونی منو می کشاندند کنار که فلانی چشه و لطفاً مراقبش باشید و....

و این حرف منو آتیش میزد..اونا فکر می‌کردند ما به فکر نبودیم...

اینا همه باعث شد روان منم بهم بریزه و ...

نمی‌زارم قربانی بشم

این تهدید رو تبدیل به فرصت خواهم کرد.

دلم برای خود میسوزه ولی اجازه نمی‌دم توی آتیش دیگران بسوزم.

میرم به سمت بازسازی خودم.شتید لازم باشه مدتی دارو بخورم.

من نمی‌زارم زحماتم برباد بره...

سفت وامیستم و خودمو بهبود میدم و شروع تدریجی یک زندگی جدید


دلم پره از خونه

لعنت به اون کثافتایی که بیمارند ولی بچه دار میشن.

لعنت به اونایی که روانی اند و بچه میارن تا مراقبشون باشه.

لعنت به اونایی که جای خودشون و بچه رو در خونه عوض میکنن.

لعنت به اونی که نمی‌فهمه دختر یعنی.

لعنت به اونی که باردار میشه ولی نمیره روانش رو درمان کنه.

کثافت بر اون ها

متعهد به درد نخور

امروز جلسه توجیهی اخراج داشتیم..

یعنی اتمام حجت ...

با من...

بهم ریختگی هام روی کارم اثر منفی گذاشته و اگه در فرصت خیلی کوتاه نتونم وضعیت رو اصلاح کنم باید برم بیرون.

استارت این کار با من زده شد..

من تلاش میکنم ولی نمیتونم وضعیت روان رو کنترل کنم.