-
وقتی نامهربانی ها نمیزاره مهربانی رو ببینم
پنجشنبه 15 آبان 1404 21:16
در سریال یوسف پیامبر اون قسمتی که زلیخا جوان میشه،کلا به خدا امیدوار میشم....به مهربانی و لطف خدا...گاهی فکر میکنم اینقدر درگیر دنیا و مشکلاتش میشم که یادم میره خدا چقدر و چطور مهربان هست
-
عبرت از تاسیان
پنجشنبه 15 آبان 1404 21:15
از تاسیان مخصوصا قسمت آخرش یه درس گرفتن:اینکه همیشه همیشه با طرف مقابلمون گفتگو کنیم و اجازه بدیم اون حرفها شو بگه... و اینکه روی خشم مون کنترل داشته باشیم. ...
-
خدا رو شکر کمی اوضاع بهتره
سهشنبه 13 آبان 1404 00:00
اوضاع خونه بهتر شده. برادری که بیکار بود و داماد شده منبع بدحالی فضای خونه بوده و الان که از خونه رفته اوضاع آرامتره. من نمیخوام قربانی باشم. خودم مسیر تغییر و پیشرفت شغلی رو پیدا میکنم.
-
رعنای تنهای پیرپسر
دوشنبه 12 آبان 1404 23:55
پیر پسر رو دیدم رعنای فیلم دلمو سوزاند... نگران شدم برای خودم و هم دختران بی پناه جامعه.... کاش خدا به جوری هوای همه رو داشته باشه..اجازه نده برن تو دل خطر..حتی اگه خودشون خواستند...از خدا برمیاد اینقدر مهربون باشه
-
فیلمای خوب ولی غمگین کاش داستان واقعی نداشته باشن
دوشنبه 12 آبان 1404 23:53
فیلمهایی مثل تاسیان و پیر پسر آدمو بیشتر افسرده میکنه...حالم بده شد از دیدنشون... گویا نه تنها در دنیای واقعیت بلکه در فیلم ها هم دیگه اتفاقات خوش،پیش نمیاد.... کاش کمی شیرینی،خوشی،حس خوب به دنیا مون وارد بشه.. یکی نیست بگه آخه مرض داری فیلم غمگین میبینی؟؟؟خودت کم غم داری...
-
خودکشی پزشکان یه جور بلای جامعه علمی هست...برای کی مهمه؟
دوشنبه 12 آبان 1404 00:23
نمیدونم یا این پزشکانی که خودکشی میکنند زیادی باهوشند یا ما زیادی خنگیم...کدومش
-
ارتباط موثر پزشک
شنبه 26 مهر 1404 23:56
توی روزهایی که عزیز دل حالش داشت بدتر و بدتر میشد و هر روز لاغرتر...مجبور شدم دوباره بشم مرکز فکر و عمل و همه مغزمو به کار بگیرم تا بتونم کمکش کنم...مجبور شدم همه تنفرهامو ازش کنار بزارم و دوباره فکر کنم ....مجبور شدم فداکاری عاطفی کنم.... یه دکتر جدید پیدا کردم ..با داداشم رفتم پیشش و در مورد شرایط عزیز دل ،باهاش حرف...
-
خدا لعنت کنه والدین بیمار رو
دوشنبه 14 مهر 1404 15:46
خدا لعنت کنه زن و مردی رو که بیماری روانی دارند و بچه دار میشن...خدا لعنتشون کنه
-
حیف نام ....که رو تو گذاشتند.
دوشنبه 14 مهر 1404 15:45
تو یه کثافتی یه عفریته عوضی به بدبخت کامل...
-
بغض سنگین با بیحالی با خشم با یه عالمه فحش چی میشه؟
دوشنبه 14 مهر 1404 00:34
تا حالا دنبال جایی بودم که طبیعت باشه و...زین پس باید دنبال جایی باشم که اون دو تا ...نباشن. گاهی نزدیکترین افراد زندگیمون،ظالمترین میشن. از هر دو تون متنفرم
-
پولدار بودن بدون علم رو نمیخوام
یکشنبه 30 شهریور 1404 22:45
تا حالا دو بار شده این حس عمیقاً در قلبم ایجاد شده که پول خیلی راحت از کف میره...وقتی خریدهای سنگین میکنم ناگهان به سوال به ذهنم میاد که نتیجه کار کردنت فقط پوله ؟همین که به همین راحتی تموم میشه؟؟؟و اون موقع ست که میگم باید کنار پول در آوردن ، دانش در بیارم چیزی که هیچ چیزی ننوشته ازم جدا بشه...و فقیرم کنه...
-
رییس فهیم
پنجشنبه 27 شهریور 1404 01:28
اوضاع خونه،حتی روی کارم هم تاثیر منفی گذاشته ...و باعث جر و بحثم با بیمار شده...و اینکه گزارش شکایت بیمار و همراهشون به ریاست رسید.... ویس ضبط شده تماس رو برام فرستادند و من شوکه شدم ازین طرز برخورد با بیمار... ازم توضیح خواستند،مجبور شدم همه چی رو بهشون بگم... متاسف شدند و گفتند کمکم میکنند... و تشویقم کردند به قوی...
-
خوردن حق دیگری خوشمزه ست؟
پنجشنبه 27 شهریور 1404 01:24
پیامک حقوقم که اومد باورم نشد اینقدر کم واریز کردند.. متوجه شدم سر موضوع وارد کردن دیتا و البته حواس پرتی ناظر(آماریست مون)، ازم کم کردند..سعی کردم سر موقعیت مناسب باهاش حرف بزنم ولی عوضی تر ازین حرفاست که بخواد عین آدم حرف گوش و حرف بزنه..با دروغ داره کلاسشو جلو من حفظ میکنه...باشه تلاش کن... بابت ریال به ریالی که...
-
خاله خانوم
پنجشنبه 27 شهریور 1404 01:02
با تمام احترامی که برات قایلم باید بگم :امروز که بهم گفتی از خونه تکون نخور،بدم اومد ..هیچکدوم تون نیستید ببینید چه جهنمی دارم...هر وقت تونستی یک هفته بیای خونه ما رو تحمل کنی اون موقع هر چی گفتی میگم باشه... زر الکی نزن وقتی حتی یک روز هم نمیتونی عزیز دل رو تحمل کنی... من یه روز به جایی میرسم که برای ارتقای شغلی از...
-
حداحافظ محرم و صفر
یکشنبه 2 شهریور 1404 23:40
محرم و صفر امسال،جزو سختترین روزهای زندگیم بود. وقتی تلویزیون مردم عزادار رو میدیدم میگفتم خوشبحالشون که دعوا نمیکنن باهم...خوشبحالشون چهره هاشون عادیه....خوشبحالشون آرامند... وقتی خونه داداشم میرفتم با اینکه بهم ریخته بود ولی حس آرامش میگرفتم چون اونجا دعوا نبود.... محرم و صفر امسال،برای هر کی به روضه گذشت خوشبحالش...
-
زبان آتشین صلاحی برای دفاع از خود.ای بر وجودت لعنت خانم دکتر
سهشنبه 28 مرداد 1404 01:14
نمیدونم چی بگم ...سعی کردم با آماریستمون صحبت کنم و بهش بگم که چه مشکلی باهاش دارم مخصوصا اینکه مبلغ سنگینی از حقوقمو کسر کرده...ولی طوری لگدپرونی کرد که موندم این زبان آتشینش به اون ظاهر محجبه ش اصلا نمیاد.کاش فقط زبانش مشکل داشت یک روانی بدبخت که معلوم نیست توی زندگی شخصیش اطرافیانش ازش چی میکشند... امروز میخواستم...
-
سفر جدیدمو تنها شروع میکنم
جمعه 24 مرداد 1404 10:03
تمام ارتباطهای دوستی مو قطع کردم چون آنچه باقی مانده بود ادا و اتفار و تمام
-
دل به دل راه داره؟
جمعه 24 مرداد 1404 10:02
دیروز واسه همه زائرای کربلا توی حرم خودمون دعا کردم... کاش دل به دل راه داشته باشه
-
خنجری به نام زبان
جمعه 24 مرداد 1404 10:00
مادر به دختر:تو از زمانیکه برگشتی جا خواب من و باباتو گرفتی .. دختر:شما عرضه داشتید پول بهم میدادید یه لحظه هم توی این کثافتخونه نمی موندم
-
واقعا خجالت نمی کشی؟
جمعه 17 مرداد 1404 14:15
دیشب ۴ ساعت وقتمو گذاشتم برای پیدا کردن مشکلی که سرپرستم برا کارم پیدا کرده بود. یعنی واقعا عنوان دکترای آمار برای عده ای خیلی خیلی سنگینه.. طرف چشمشو وا نکرده دقیق گزارش اکسل رو ببینه اونوقت به اطمینان به کار من ایراد میگیره... یعنی حیف به رئیسم نمیتونم بگم که تحلیل آماریش رو به کی سپرده... یک عدد دکترای آمار خنگ
-
کاش بازم تکرار بشه
چهارشنبه 15 مرداد 1404 22:19
جلسه با روسای بیمارستانها، ناجی،جاده گردی،صدای آب، آبشار، آب بازی،امید،
-
مدعیان به دوستی،مفت نمی ارزند
چهارشنبه 15 مرداد 1404 12:24
توی این مدت، قشنگ حس میکردم دارم مچاله میشم. صدای پرخاشگری عزیز دل از صبح تا شب آرام نمی گرفت...تف به جفت شون.... توی این شرایط پی یه نفر بودم دل به دلم بده و کمی باهام همدلی کنه ولی هیچکسی نیست. اونایی که ادعای دوستی شون میشد ، خفه نشستن سرجاشون و اصلا براشون مهم نبود... میخوام اینو بگم هر کدوممون موقع بحران و بیماری...
-
روانشناس گرامی با جایی کار کن که بفهمند حرف مشتری رو
چهارشنبه 15 مرداد 1404 12:18
توی این مدت یه بار وقت روانشناسمو گرفتم.به صورت آنلاین.از هفته قبلش رزرو کرده بودم.روز ویزیت دو ساعت قبل جلسه بهشون پیام دادم و حتی زنگ زدم که بهشون بگم نه برق داریم نه اینترنت...که متاسفانه جواب ندادند و زمانیکه برق اومد یه ربع از جلسه مون گذشته بود که خیلی عصبی شدم .چون برای اونا اصلا مهم نیست من بتونم سر ساعت جلسه...
-
همش تقصیر خودشه
چهارشنبه 15 مرداد 1404 00:10
نمیدونم بزرگ شدم تحمل شرایط عزیز دل برام سخت شده یا طولانی بودن این شرایط، داره عذابم میده. این ۴۰ روز،جزو سختترین روزهای زندگیم بوده...عزیز دل به مرز جنون و دیوانگی رسید،جسما به شدت ضعیف شده... به سختی قبول کرد بره دکتر که دوز داروهاش زیاد شده و یه دارو هم اضافه شده... وقتی یادم میاد که بارها بهش گفته بودم که برای...
-
در لابلای خاکستری دنبال آبی میگردم
شنبه 4 مرداد 1404 23:43
مثبت های زندگی کنونی:سلامتی جسمی (فعلا)،گرد و غبار نداریم(فعلا)،حفظ آرامش در کار با وجود فضای مسموم خونه،پیدا کردن یه نکته که مورد توجه ریاست قرار گرفت.
-
لعنت بر عامل پارانویید
شنبه 4 مرداد 1404 08:47
پارانوئید چیست؟ یه بیماری کثیف با چی تشدید میشه؟, با وارد شدن استرس... تو خونه ما ،با شروع جنگ ۱۲ روزه ، شدت پیدا کرد
-
گورمو گم کنم کجا
جمعه 3 مرداد 1404 01:30
خسته شدم دلم میخواد نباشم اون یه بی حیای بی شرفه. نمیخوام ببینمش یک شیطان در لباس انسان یک ظالم از سر سیری اینجوری شده از بی دردی
-
.
جمعه 3 مرداد 1404 01:25
تو یک کثافتی یک شیطان
-
یعنی بی شرفی تا کجا
سهشنبه 31 تیر 1404 01:09
خدایا چقدر انسانهای اطراف من بی حیا و بی شرف هستند. خواهش میکنم زودتر شرایط خروج من از خونه رو به بهترین شکل ممکن فراهم کن...هیچی دیگه برام نمونده...منو از خونه در بیار برای همیشه. دیگه نمیتونم
-
دزد عاطفه کیه؟
دوشنبه 30 تیر 1404 22:14
توی یه رابطه کی مهر و عاطفه رابطه رو خاموش میکنه؟کی میدزدتش؟ زمان؟ خود دو نفر؟ فاصله فیزیکی؟ طلاق عاطفی همینه؟