یاس صبور

حرفهای دل

یاس صبور

حرفهای دل

این دو روزی حالم بد بود

وقتی خانواده به فامیل و آشنا از تو و رفتار و روابطت  گلایه می‌کنند....

اولین حسی که سراغت میاد حس ناامنیه،و البته خشم بسیار شدید...

بعد دلت می‌شکنه که همین خانواده هر وقت به مریضی و مهمونی و...میفتن ،رسیدگی و کمک رو وظیفه تو می‌دونن.

این همه بحران اومد و رفت و حالا می‌شنوم که میگن ....بداخلاقه،کارش اولویتشه....

نکته دیگه اینکه اونی که این حرفا رو برای من آورد نصف سن منو هم نداره ولی چون تازه به دوران رسیده،همه رو خنگ می‌دونه و خودشو آدم....

یه روزی میاد که من در مقام ....به همه شون لبخند موفقیت بزنم...


بالاخره قاطعیت رو عملی کردم

دیروز برای اولین بار جمعه رفتم سفر در حالیکه قرار بود بچه ها و نوه ها بیان...اصلا دلم نمی‌خواست میزبانی کنم یعنی خسته شده بودم.

دو سه هفته ای میشه که پنجشنبه ها داداش کوچیکه با بچه اش میاد شب خونه مون می مونه چون مامانش می‌ره سرکار..توی اتاق منم می‌خوابن اونوقت خرو پف هم می‌کنه و اصلا نمیتونم بخوابم..فرداش هم تا خود عصر می مونه...

من نمی‌دونم چرا هیچکدوم از اعضای خانواده م نمی فهمند شرایط منو...چرا نمی‌فهمند منم نیاز به استراحت دارم...

هفته پیش خواهر پیام داده که بیا منو ببر دکتر(سرماخورده بود)منم با صراحت گفتم اول اینکه نمیخوام مریض شم دوم اینکه برنامه بیرون رفتن خودمو دارم...

بهش بر خورد خفن...خب من همین که عزیزان دل رو میبرم دکتر بسه دیگه ....با شوهرش بره دکتر...

خلاصه همه اینا دست به  دست هم داد تا من خودم از خونه در بیام و برم دیدن دوستم...

رفتم خونه دوستم ....یه خونه ساده و بسیار تمیز که هیچ میلی نداشت و یه مامان بسیار مهربان که با لبخندش بهت آرامش میداد...

در پذیرایی و میزبانی از هیچی دریغ نکردند....

کلی حرف زدیم و گریه کردیم و راهکار بهم دادیم که از زندگی بربیایم

فاطمیه و محرم

حضرت زهرا و امام حسین نگین تشیع هستند...

نحوه  شهادتشان تا آخر دنیا تحیر ایجاد میکنه

اسلام دین اخلاقه...

اولین چیزی که از هر شخصی به چشم میاد اول ظاهرش هست و بعد اخلاق و رفتارش...

کسانی که شیعه نبودند ولی اخلاق و احترام و رفتارشون عجیب انسانی بود...