دیشب حین عبور از خیابون بر اثر اشتباه یه پراید برای پیاده کردن مسافرش ، نزدیک بود ماشین پشت سری بهش بخوره و ما هم بین دو تا ماشین له بشیم...
به مسافری که پیاده شد با تندی اعتراض کردم که جوابمو با فحش داد و منم شروع کردم و متقابلا بهش پرخاش کردن...که بلافاصله دور شد یکی از فحش هایی که بهش دادم «گامبو»بود..
بعدش وجدان درد گرفتم که چرا به ظاهرش توهین کردم...
امروز سر کلاس زبان ، سوال استاد رو طوری جواب دادم که استاد و بچه ها برام دست زدند...استاد کللللی خوشش امده بود...
حالا جایزه چی بخرم برای خودم؟؟؟
ازین به بعد نمی خوام دختر قربانی خانواده باشم.
یعنی اول خودم بعد خانواده م بعد خواهرم...
برادران لیلا رو دیدم...
دلم خنک شد از سیلی زدن دختره با پدرش....
و اینکه پدره اعتراض نکرد و خودش فهمید برای چی سیلی خورد...
آدمها وجدان خودشونو نمی تونن گول بزنند...
شجاع اونیه که جلوی وجدان خودش بایسته.